تبليغاتX
Just one



اگر دل داده اي براي عشقش بر خواست،
جز با مرگ نمي نشيند!!
و اگر بر نخواست پس مرگ بر او سزاوار تر است!!!

.........................

صداي پاي سكوت توي خونه پيچيده،
راه ميره شعر مي خونه!!
ديگه با سكوت انس گرفتم،
تمام شب رو كنار پنجره نشستم،
ماه رو نگاه مي كردم،
داره صبح ميشه.
نيسم صبح صورتم رو نوازش مي كنه.
خبر طلوعي ديگر!!!
طاقت دو باره ديدن خورشيد رو ندارم.
نور چشمام رو مي سوزونه!!!
اي كاش هميشه شب بود و خورشيدي نبود.
اخه شب كسي گريه كردنم رو نمي بينه،
اما راهي ندارم!!!
جز بي راه.


............................

حالا ديگه گريه كردنم هم برات مهم نيست!!
ديگه بودنم رو حس نمي كني،
وقتي ديگه حتي سعي نمي كني منو ببيني.
ديگه اين يه ذره از وجودمم هم واست مهم نيست،
پس ميرم!!
مي رم آخر دنيا مي شينم تا شايد يه روزي از اونجا رد بشي و منو ببيني!!!

.............................


بازم هست ......!!!!!
اما.....
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  |