تبليغاتX
Just one



دختری با مادرش در رختخواب                      درد دل می کرد با چشمی پر آب


گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست                    زندگی از بهر من مطلوب نیست


گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟                      روی دستت باد کردم مادرم!


سن من از بیست وشش افزون شد                  دل میان سینه غرق خون شد


هیچ کس مجنون این لیلا نشد                        شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته                            بوی ترشی خانه را برداشته!


مادرش چون حرف دختش را شنفت                خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



- رئیس به منشی :برای یک هفته سفر خارجی برنامه ریزی کنید.

- منشی با همسر خود تماس می گیرد ومی گوید برای یک هفته باید با رئیس اداره به سفر خارجی بروم.

- همسر منشی با معشوقه پنهانی خود تماس می گیرد : همسرم برای یک هفته به مسافرت می رود و ما می توانیم یک هفته را در کنار هم باشیم.

- معشوقه مرد با پسر بچه ای که او معلم خصوصی اش بود تماس می گیرد و به او می گوید یک هفته کار دارد و نمی تواند برود ...

- پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد و می گوید معلم من برای یک هفته گرفتار است و ما می توانیم این هفته را باهم بگذرانیم.

- پدر بزرگ و یا همان رئیس اول با منشی اش تماس می گیرد که این هفته را باید با نوه ام بگذرانم و ما نمی توانیم به مسافرت برویم.

-منشی به همسرش زنگ می زند که برای رئیسم مشکلی پیش آمده و مسافرت لغو شد.

- مرد با معشوقه خود تماس می گیرد :ما نمی توانیم این هفته با هم باشیم. مسافرت همسرم کنسل شد.

- معشوقه مرد با پسر بچه تماس می گیرد که این هفته مثل گذشته کلاسمان را ادامه می دهیم.

- پسر با پدر بزرگش: معلمم این هفته کلاس را ادامه می دهد. ببخشید و ما نمی تونیم باهم باشیم.

- و پدربزرگ (همان رئیس) مجدداً با منشی تماس می گیرد که دوباره برای سفر برنامه ریزی کنید....

و این مسئله همچنان ادامه دارد. کمکشون کنید از این تکرار خلاص شند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



 

آقایون عزیز به دلیل محتویات این پست ، خواهشمند است به منظور رعایت نکات ایمنی حتی الامکان زمانی که همسرتان کنارتان تشریف ندارند( خوش به حالتان) این مطلب را مطالعه فرمایید.

از ما گفتن بود . نمی خوام خون شما گردن من بیفته :


1- چنانچه روزی از سر کار به منزل آمدید و مشاهده کردید که همسرتان بر خلاف روزهای گذشته تمام کلماتی که بر زبان می آورد با پسوند عزیزم همراه می باشد مثل : سلام عزیزم ، خوبی عزیزم ، خسته نباشی عزیزم و ... هشیار و آگاه باشید که او صد در صد خواسته مالی از شما دارد ، به همین دلیل به حربه ... کردن ( اشتباه کردید. منظورم خام کردن بود) متوسل شده است .
بدل این حربه : قبل از اینکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نماید ، شما پیش دستی کنید و به او بگویید :عزیز تر از جانم ، یکم پول داری بهم قرضی بدی ؟

2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن ، همسرتان به بهانه های واهی شما را به خیابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی یک طلا فروشی هستید ، از علاقه شدیدش به گردنبند طلای چند کیلویی ! پشت ویترین با شما صحبت می کند ، کاملاً مطمئن باشید و ذره ای شک به خود راه ندهید که همسرتان از حربه فهماندن غیر مستقیم استفاده کرده و منظورش این بوده که روز زن که هدیه تان را باز می کند داخل هدیه با این گردنبند مواجه شود .
بدل این حربه :  شما هم کاملاً نرمال و با کمال آرامش به او بگویید : « عزیزم من واقعاً از این مردایی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هدیه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قیاس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با یک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»


ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



 

 

- ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
-
در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه
.
-
لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمناً میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد
.
-
اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب ا
ضافه همراه داره.
-
برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه
.
-
هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه.

 

ادامه مطلب در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



یه نرم افزار 5/1 مگابایتی گزاشتم

که اگه دوست دارید بدون کم شدن سرعت کامپیوترتون  از همه سایتهای اینتر نت استفاده کنید

حتما دانلودش کنید

من خودم واسه دانلود آهنگ از سایت هایی مثل سرزمین  یا بیا تو موزیک

که با نامردی فیلتر شدناز این نرم افزار استفاده می کنم...

لینک دانلود:

--->Download<---

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



دوستان گلم
یه چیز بهتون می گم بین خودمون باشه!!
اگه غلط املایی تو پست ها هست دست به گیرنده هاتون نزنید
مشکل از فرستندست!!!
باور کنید من بعضی وقت ها "وقت" رو می نویسم "وقط" و "فقط" رو می نویسم "فقت"  دست خودم نیست یکم پایم ضعیفه!!!
باور کنید هنوز واحدایه دبستانم 24 تاش مونده....!
احتمالا تجدید دوره شم!!!

برم تو کلاس
دوباره بنویسم:   بابا نان داد  معلم درس داد
اما....البته نه! زمونه عوض شده...باید بنویسم:
بابا برنج نداد چون نداشت.....
معلم درس نداد چون جانه درس دادن نداشت!!!(چون اون نه برنج داشت نه نان که بخورد)
در حر سورت دیگه ببخسید.....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



اگر می تونستید فکر کسی رو بخونید دوست داشتید اولین نفر کی باشه؟

تو نظرات بنویسید مطمعنم جواب های جالبی می نویسید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



تازه گی ها به یه موضوع جالب پی بردم!!

من کلا از چشمایه بادومی خیلی خوشم میاد(وحشت ناک)

یه بازیگر هالیوود هست (که اگه ماموریت غیر ممکن ۳  یا جان سخت ۴ رو دیده باشین می شناسینس) که اسمش "مگی دنیس کوییلی" هست.

دیروز واسه اولین بار تویه یه سایت عکسش رو دیدم کنجکاو شدم بیو گرافیش رو ببینم 

به یه چیز جالب بر خوردم که روز تولدش دقیقا روز تولد منه (۲۲ می) 

مادرش ویتنامیه و پدرش امریکایی که تو جنگ ویتنام با هم آشنا شدن

از نظر من بازیگر خوبیه(به چشم برادری)

اینم عکساش:

 اگه برید به ادامه مطلب اونجا عکسا هست!

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



سلام یه فونت آپ لود کردم که نستعلیقه محشریه و   فقط بعده دانلودش اون رو تو:

C:\WINDOWS\Fonts 

کپی کنید و حسابی ازش لذت ببرین!!!

نظر فراموشتون نشه وا!!!!

 

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



 

چگونه زن بگيريم !!

اندر آداب خواستگاري

برآن شديم مطلبى هم در باب مزاح درباره آداب خواستگارى و زن گرفتن بنويسيم كه رجال جامعه  از آن بهره اى ببرند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



چند نکته و نتیجه اخلاقی !

درس اول :

يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند

يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه

جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم

منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!

من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم !

پوووف! منشی ناپديد ميشه ...

! بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من

من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه

مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

نتيجه : اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:

1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:

* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.

2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:

دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.

* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.

3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.

4- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.

5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد

او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.

او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



الف
آخرشه : نهایتشه
آشغال كله : احمق
آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند
آمار دادن : نخ دادن - توجه کی را جلب کرن
مترادفها : نخ دادن ،راه دادن
آش و لاش : آسمون جل
آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود
اخ کردن: پول رو سریع دادن
انده : نهایته
اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است
مترادفها:اوشگول- وسکل - شاسگول
اسم فعال: اسگلان تپه
اسدالله خان : تریاکی خفن
اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسی که زیبای اندام کار میکند ولی جواد است
ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی نوچهء لاتها
اق زدن: حال بهم خوردن
الاغ تور:الاغ
ان چوچک:آدم عوضی

ب
باحال: خش آیند
بار كردن : تیکه انداختن - فحش دادن
ببند گاله رو : خفه شو
......................
بقيه در ادامه مطلب!!!
خيلي باحاله حتمي ببينيد

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



--: آقا ببخشین! کبریت دارین؟!
-: خجالط بکش جوون، من همسن تو که بودم، غهرمان کشتی بودم!!

--: می بخشین خانوم! کبریت دارین؟
-: ...(سکوت)...

--: ببخشید! آقا کبریت دارین؟
-: معزرت میخام، من عجله دارم!

--: خانوم ببخشید ....آآ....
-: گم شو...! بی حیا...!!

--: آقا شرمنده! کبریت دارین؟
-: آقا رو... کبریت میخاد... ها.. هها.. ها

--: می بخشید خانوم! کبر...
-: اوه.. شرمنده! من غصد اذدواج ندارم!!

--: شرمندم آقا! کبریت خدمتتون هست؟
-: (با صدای آهسته) ایدز داری؟!!

--: مادر ببخشید! کبریت دارین؟
-: خدا بده مادر...! خدا بده... شرمنده!!

--: آقا ببخشید! کبریت دارید؟
-: داداش! اگه داشتی، منم خاطرشو میخام!

--: خانوم! روم سیا! کبریت دارین؟
-: ...اواه...ش.... اووووم...!!

--: می بخشید آقا! کبریت دارید؟
-: ژقالی ندارم! شه ژمانه میخای یا ژمبوری؟!

--: مادر! می بخشین! کبریت دارین؟
-: همین شما معتادا جامعه رو به لجن کشوندین دیگه!! ..انگل جامعه!!

--: آقا!! کبریت خدمتتون هست؟
-: مشغالی ده هژار تومن!! خریداری؟!!

--: باید ببخشید! کبریت دارین؟
-: کصافت! مگه خودت خاهر و مادر نداری؟!

--: شرمنده خانوم! کبریت دارین؟!
-: مادر! به جوونیت رهم کن!!

--: پدر جان! کبزیت دارین؟
-: یه دونه داشتم، که اونم توی این رژیم از دستم پرید!! نه آقا جون، ندارم!!

--: خانوم ببخشید! کبریت دارین؟
-: پسر! تو جوونی، برو کار کن!!

--: آقا ببخشید! کبریت دارین؟
-: (با دستپاچگی) ششرمنده عذیذ! من اهل خلاف ملاف نیسسم داداش!!

--: می بخشین! کبریت دارید؟
-: خودتی عمو! منم یه روز تجارت دو ذاری می کردم، برو یکی دیگه رو سیا کن! ما این کاره ایم!!!

.
.
.
.

پیرمرد، اون شب، زیر پل، از سرما مرد. مرد. مرد، و من نتونستم حطا یه آتیش براش روشن کنم!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



در یک نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شدکه نتایج جالبی به دست آمد.

سوال از این قرار بود:

نظر خود را راجع به راه حل کمبود غذا در سایر شهرها صادقانه بیان کنید؟

ولی کسی جواب نداد چون!!!!

در آفریقا کسی نمی دانست غذا یعنی چه؟

در آسیا هیچ کس نمی دانست نظر یعنی چه؟

در اروپای شرقی یک نفر هم نمی دانست صادقانه یعنی چه؟

در اروپای غربی کسی نمی دانست کمبود یعنی چه؟

در آمریکا هیچ کس نمی دانست سایر کشور ها یعنی چه؟
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



می خواستم فقط ویژگی دختر ها رو بگم دیدم خیلی باحال نمیشه

واسه همین دو تا شون رو گفتم

مواد تشکیل دهنده دخترا:

گوشت و استخوان 40 تا 60 کيلو.

لوازم آرايش يه من.

عشوه چهل خروار

قر و فر 50 دور در دقيقه

زبان 14 متر

توانايي بيان 2000 اسب بخار.

قدرت اشک ريزي 5ليتر در ساعت.

منطق 2 گرم در کل

عقل نيم مثقال

لجبازي به اندازه کافي





حالا پسرا


ويژگي پسرهاي ايراني

1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه

2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش

3-چشمك جزو تيك عصبيشونه

4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن

5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.

6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه

7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

۸-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه





البته درمورد پسرها اين مطالب صحيح نيست

حالا اگه کسی خوشش نیومد سعی کنه خوشش بیاد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



قبل از خوندن اين مطلب بگم که همش جنبه ي طنز داره ! يه وقت به سرتون نزنه ازين کارها کنين!

-سر امتحان جواب سوالهارو جابجا به دوستتون بدين!
-در ابتداي جلسه ي امتحان تستي وقتي هنوز همه مشغول جواب دادن به سوالهاي اول هستند به استاد بگيد :ببخشيد ! جواب سوال 17 بين گزينه ها نيست!

-وقتي ميخواهيد TV رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره!

-اگر مي خواهيد از يک زوج جوان که در پارک درخواست انداختن يک عکس يادگاري رو از شما کردند عکس بگيريد کمي هم انگشتتان را در کادر دوربين قرار دهيد تا آن دو هرچه عمر دارند به ياد شما هم باشند...
-ساعت 3:30 صبح به دوستتون sms بزنيد و بگيد : account داري؟!
-وارد يک بوتيک بشيد وقتي همه ي لباس هاي گران قيمت رو پرو کرديد بگيد: خب! بگو ببينم جوراب ارزون چي داري؟! (اينجانب اين کارو با ادکلن ها انجام دادم! امتحان کنيد! ضرر نمي کنيد....فقط هر چي شد به پاي خودتون!)
-قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد...
-از دوست مخصوصتان بپرسيد که اگر شما چند دوست مخصوص ديگر هم داشته باشيد ناراحت نمي شود؟
-در يک روز عيد يا تعطيل براي سرگرم شدن از صبح تا شب برنامه هاي شش کانال صدا و سيما رو تماشا کنيد
-يک نخ سيگار بخريد و بزاريد تو جيب پيراهنتون طوري که تابو باشه و بريد پيش باباتون درخواست پول کنيد(قابل توجه آقايون!)
-وقتي دوستتون يک GLX متاليک با رينگ اسپورت خريد بهش بگيد بابا اي ول! عجب آردي خفني رديف کردي...اگه هم خون گوسفند قرباني ماليده بود بهش بگيد : ميگم گوجه هم خوب ارزون شده ها...
-چند عدد مو در دهان خود بگذاريد و سر سفره وقتي همه مشغول خوردن قورمه سبزي هستند با حالت فجيعي مو ها را از دهان خود در آوريد و بگوييد اين موها لاي گوشت ها و برنج چه ميکنند؟؟؟! بعد با حالت فجيع تري غذاي جويده شده را با مو گوشه ي سفره بگذاريد طوري که همه ببينند!
-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد!
-... و وقتي سر کلاس بانگ رحيل خسته نباشيد همراه با صداي بستن کيف و کتاب بلند شد بگيد :ببخشيد استاد! ميشه اين مسئله رو حل کنيد؟!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 




1

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



) کداميک از فرمايشات لقمان حکيم به فرزندش می باشد؟



الف) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست دارد.

ب) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست ندارد!

ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟

د) شيرمو حلالت نمی کنم اگه يه بار ديگه اين پری ورپريده رو سوار ماشينت کنی!





۲) مرواريد خليج فارس؟

الف) کيش ب)پيشته ج) چخه د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپايی خوردن )





۳) بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان؟

الف) بوئينگ(Booing) ب) بوئينگ کوچولو (Booing 345)

ج) بوئينگ بزرگ(Booing707) د) باز کن اون پنجره رو! خفه شديم از بوش !!





۴) خواننده ی تپل ترک؟

الف) سيبيل کن ب) سيبيل تراش ج) ريش تراش د) سه بيل و سه خاک انداز تراش (Mach 3)





۵) کداميک يک تيم اسپانيايی است؟

الف) اتلتيکو بيل بااو

ب) اتلتيکو کلنگ با من

ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من

د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟





۶) نامزد خوش خنده ی آخرين دوره رياست جمهوری؟

الف) کرروبی ب) کورپاک کنی ج) کچل شويی د) همه ی موارد!





۷) نژاد مردم ساکن کرواسی؟

الف) کروات ب) پاپيون ج) دستمال گردن د) هيچکدام(يقه وطنی )





۸) کداميک جز خبرگزاريهای داخلی نيست؟

الف) ايلنا ب) ايسنا ج) خاله نسرين اينا د) ای شرتی بزن پرس! (افتاد؟ )





۹) فوتباليست انگليسی؟

الف) اندی کول ب) اندی زيربغل ج) اندی سرشانه د) اندی مرسی هيکل





۱۰) از سازهای موسيقی که همنشينی با مبتديان اين رشته توصيه نمی شود؟

الف) ساکسيفون ب) کوله پشتی سيفون ج) چمدون سيفون د) کيف پول سيفون





۱۱) بازيکن تيم ملی عربستان؟

الف) احمد الدوساری ب) حسن السه تبريز ج) غضنفر الچهار قزوين د) قلی ال اِن سانفرانسيسکو





۱۲) رئيس جمهور کوچولوی روسيه؟

الف) پوتين ب) صندل ج) دمپايی د) نزن بابا رفتم !!!







۱۳) .................. بى تو سردمه ؟

الف) بخارى ب) پتو ج) آرش د) دى جى على گيتور !!



در اخر به تمام کسانی که بیسکویت و اب میوه هاشون رو تحویل بدن ۲۰۰۰۰۰ جایزه میدن اخه می خوان واسه ساله دیگه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



پسر ها:

۱- توی ماهیتابه روغن میریزن.

۲-اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنند

۳-تخم مرغ ها رو میشکنند و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن.

۴-چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنند.

دختر ها:

۱-توی کابینت های بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن...

۲-چند تا فحش میدن

۳- توی کابینت های پایینی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره

پیداش میکنن ...

۴-چند تا فحش میدن.

۵-ماهیتابه رو روی اجاق میندازن

۶-توی ماهیتابه روغن میریزن

۷-توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن

۸-یه دونه تخم مرغ پیدا میکنند

۹- چند تا فحش میدن

۱۰-دنبال کبریت میگردن

۱۱-با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو

بر میداره

۱۲-ماهیتابه رو میشورن(بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد)(!)

۱۳-ماهیتابه رو روی گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن...

۱۴-تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو

با دستمال پاک میکنن...

۱۵- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن

۱۶-میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن

۱۷- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو تا آخر زیاد میکنن

۱۸-روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن میریزن

۱۹-تخم مرغ ها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن

۲۰-دنبال نمکدون میگردن

۲۱- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن

۲۲-دنبال کیسه ی نمک میگردن و بالاخره پیداش میکنن

۲۳-نمکدون رو پر از نمک میکنن

۲۴-صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزین

۲۵-نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن

۲۶-بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه

۲۷-چند تا فحش میدن و تخم مرغ های



سوخته رو توی سطل میریزن

۲۸-توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن

۲۹-با چنگال فلزی تخم مرغ ها رو هم میزنن

۳۰-صدای گل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون

۳۱-سریع بر میگردن توی آشپزخونه

۳۲-تخم مرغهایی که با ذرات تفلن کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو

توی سطل میریزن

۳۳- ماهیتابه رو میندازن توی سینک

۳۴-دنبال ظروف مسی میگردن

۳۵-قابلمه ی مسی رو روی اجاق میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

۳۶- چند دقیقه به تخم مرغ ها زل میزنن

۳۷-یاد نمک میفتن و میرن نمک دون رو از کنار تلویزیون بر میدارن

۳۸-چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن

۳۹-یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه...

۴۰-روی باقیمانده ی تخم مرغی که توی آشپزخونه پهن شده بود لیز

میخورن

۴۱-چند تا فحش میدن و بلند میشن

۴۲-نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن

۴۳-قابلمه رو بر میدارن و بلافاصله ولش میکنن

۴۴-چند تا فحش میدن و انگشتاشون که



سوخته رو زیر آب میگیرن

۴۵-به سمت قابلمه میرن و با کمال عصبانیت یه لگد بهش میزنن

۴۶-چند تا فحش میدن و انگشتای پاشونو که درد گرفته میگیرن و لی لی کنان اینور اونور میرن

۴۷-همین لحظه پاشون میره روی نیمروهایی که روی زمین پهن شدن و با نشیمنگاهشون زمین میخورن

۴۸-چند تا فحش میدن

۴۹-به دستشویی میرن و بعد از چند ماه پاهاشون رو میشورن.

۵۰- با یه تی تمام کثافت کاری ها رو زیر یه کابینت هل میدن ( بالاخره

مامانه پیداش میشه که تمیزشون کنه)(!)

۵۲-میان از در اشپزخونه بیرون برن که پاشون میگیره به همون دیگ مسی و

و باکله میرن تو دیوار

۵۳ـچندتا فحش میدن

۵۴-با عصبانیت دیگ مس رو بر میدارن و از پنجره پرتش میکنن بیرون...

۵۵-صدای یه آخ بلند مياد و صاحب صدا فحش رو ميگيره بهشون اونها هم

هرچي فحش بلدن رو ميكشن به هيكل طرف

۵۶-صداي زنگ در مياد به طرف در ميرن و در رو باز ميكنن.ميبينن يكي هم هيكل رضازاده جلوشون ايستاده و بغل سرش هم يه برامدگي بزرگ چشمك ميزنه...

۵۷-بي خيال نيمرو و هر چي كه هست ميشن و ترجيح ميدن يه چرت

بخوابن ولي با وجود بادمجون گنده اي كه زير چشمشونه اين كار خيلي

سخته ...

۵۸-چند تا فحش ميدن

۵۹-به صداي بادي كه توي گوششون ميپيچه توجه نميكنن و ميخوان بخوابن

۶۰- بعد از يه ربع احساس ميكنن بوي گاز توي خونه پيچيده ...

۶۱-چند تا فحش ميدن بلند ميشن و ميرن به آشپزخونه و چراغ رو روشن ميكنن

۶۲- قبل از اينكه چراغ جرقه بزنه فقط ميتونن فحش بدن و يادشون بياد كه گاز رو خاموش نكرده بودن

چون خونه منفجر ميشه و اونا به ملكوت اعلی ميپيوندند ديگه نميتونن چند تا

فحش بدن و حسرت به دلشون ميمونه...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 





یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد

طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم

یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست

به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم

یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا

دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست

دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم

یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم

طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟

یاد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم


.......................................................................

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

سفر يعنی من و گستاخی من
هميشه رفتن و هرگز نماندن


به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست

اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست




+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



زندگی فرصت بس کوتاهیست



تا بدانیم که مرگ



آخرین پرواز پرستوها نیست



مرگ هم حادثه ایست



مثل افتادن برگ



که بدانیم پس از خواب رمستانی خاک



نفس سبز بهاری جاریست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



اگر دل داده اي براي عشقش بر خواست،
جز با مرگ نمي نشيند!!
و اگر بر نخواست پس مرگ بر او سزاوار تر است!!!

.........................

صداي پاي سكوت توي خونه پيچيده،
راه ميره شعر مي خونه!!
ديگه با سكوت انس گرفتم،
تمام شب رو كنار پنجره نشستم،
ماه رو نگاه مي كردم،
داره صبح ميشه.
نيسم صبح صورتم رو نوازش مي كنه.
خبر طلوعي ديگر!!!
طاقت دو باره ديدن خورشيد رو ندارم.
نور چشمام رو مي سوزونه!!!
اي كاش هميشه شب بود و خورشيدي نبود.
اخه شب كسي گريه كردنم رو نمي بينه،
اما راهي ندارم!!!
جز بي راه.


............................

حالا ديگه گريه كردنم هم برات مهم نيست!!
ديگه بودنم رو حس نمي كني،
وقتي ديگه حتي سعي نمي كني منو ببيني.
ديگه اين يه ذره از وجودمم هم واست مهم نيست،
پس ميرم!!
مي رم آخر دنيا مي شينم تا شايد يه روزي از اونجا رد بشي و منو ببيني!!!

.............................


بازم هست ......!!!!!
اما.....
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



آرزوي مرگ.
صبح كه چشمام رو باز مي كنم
ياد تو ميفتم!!
بقضم خفم مي كنه!!!
اون قدر گريه مي كنم كه نمي فهمم چه طوري شب ميشه.
مي خوابم به اميد ديدنت در خواب!!
غرق در رويا هاي نشگفته ام
تو را مي بينم
نگاهم نمي كني.
التماست مي كنم ، به پايت مي افتم
به من مي خندي.
مي گوي: با تو مي مانم!!
با لرزشي از خواب مي پرم و باز هم آرزوي مرگ مي كنم!!!!
خيال بودي و حال هم هستي.
پس باز هم آرزوي مرگ ميكنم!!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



هه هه هه هه !!!!
الان دقيقا 6 ماه و 21 روزه كه دست به بلاگ نزدم!!!
بعد اين همه وقت گفتم تا حالا پاك شده!!!
خوب خوسحالم كه نشده
خالا مي خوام امروز هيچ كاري نكنم جز نوشتن اين تو!!!!
در ضمن كپي رايت آآآآآآآآآآزاد!!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



بلاگ جدید *فقط کامپیوتر*

اگه افتخار بديد يه سري بزنيد خيلي لطف كرديد

*Www.age-of-digital.blogfa.com*

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



 
وقت طلاست........ 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



شنبه

 

مرد : امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيا

 

 

يکشنبه ...........

برای ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  | 



 

نوشته هاي بيادماندني

  

به دوچيزعشق مي ورزم:  يکي تو وديگري وجودتو.

به دوچيز اعتقاددارم:  يکي خدا وديگري تو.

من دراين دنيا دوچيزميخواهم: يکي تو وديگري خوشبختي تو.

من اين دنيا رابراي دوچيز ميخواهم: يکي تو وديگري براي با تو موندن تا هميشه

 

***********

 

بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيله اشکي .................
برای ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سروش نیک پور  |